عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

177

رساله افيونيه ( فارسى )

تكاثف : برهم نشستن و سطبر شدن . ( منتهى الارب ) و غليظ شدن . ( آنندراج ) تكثّر : بسيار نمودن و بسيار شدن . ( آنندراج ) ( منتهى الارب ) تكثيف : سطبر گردانيدن . ( منتهى الارب ) انبوه و غليظ گرانيدن . ( اقرب الموارد ) تكميد : گرم كردن عضوى به بستن كماد و جز آن بر وى . ( منتهى الارب ) تكميد آن را گويند كه چيزى سازند از مس يا گوهرى ديگر و دارويى كه گرم كرده اندر وى كنند و بر موضع علّت نهند تا حرارت و قوّت دارو به آن رسد و اگر اين دارو اندر مثانه گوسفند يا مثانه گاو كنند همان باشد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 2 ، ص 119 ) تكوّن : هست شدن و بودن . ( منتهى الارب ) تمدّد : كشيده شدن و خويشتن يازيدن و خميازه . ( آنندراج ) تمريخ : روغن با دارو در ماليدن و روغن و نحو آن ماليدن بر خود . ( منتهى الارب ) تمسّك : چنگ در زدن . ( منتهى الارب ) تمضمض : آب در دهان جنبانيدن جهت وضو . ( منتهى الارب ) تمطى : كشواكش . ( ناظم الاطبّاء ) تمهيد : هموار و نيكو كردن كار . ( منتهى الارب ) تنزّل : فرود آمدن ، پايين آمدن . ( آنندراج ) تنضيج : پختن مادهء بيمارى ، رجوع شود به نضج . ( لغت نامهء دهخدا ) تنفّر : رميدن و نفرت و انزجار و كراهت و بىميلى . ( آنندراج ) تنقّل : بسيار برگشتن ، از جايى به جايى شدن . ( منتهى الارب ) تنقيه : اماله كردن ، وارد كردن داروهاى مايع و مخصوص در داخل رودهء بزرگ از راه مقعد جهت پاك كردن روده از پليدى و غايط دير مانده و فسادانگيز ، پاكسازى ( لغت نامهء دهخدا ) تنويم : خوابانيدن . ( منتهى الارب ) توالس : همديگر را يارى دادن در فريب و با هم فريفتن . ( منتهى الارب ) توسّط : ميانه‌روى و اعتدال . ( آنندراج ) تهزيل : لاغر گردانيدن . ( منتهى الارب ) تهيىء : راست و نيكو كردن كار . ( ناظم الاطبّاء ) ثقات : جمع ثقه ، به معنى معتمد و شخص طرف اطمينان . ( لغت نامهء دهخدا ) جاريه : همسايه ، دختر . ( آنندراج )